×
خانه » مقاله ها » چگونه میتوانم پای تعهدی که به خود داده ام، بمانم؟
نویسنده: حمید صفایی
88
1

چگونه میتوانم پای تعهدی که به خود داده ام، بمانم؟

علامت کارهای ممنوعه

چگونه میتوانم از شر کارهایی که به خودم قول داده ام دیگر انجام ندهم، راحت شوم؟!؟

شاید این مسئله برای همه ی ما انسان ها پیش آمده باشد که بارها به خودمان قول داده ایم که مثلا فلان کار را دیگر انجام ندهیم و یا حتی فلان کار! با علم به اینکه میدانیم برایمان مضر هست، ولی باز دوباره وسوسه میشویم و انجام می دهیم!

دوست من، اگر شما هم مانند من جزو این دسته از افراد هستید، تا انتها همراه این مقاله باشید که قصد دارم پرده از یک راز بزرگ مغز بردارم و با مطلع شدن از این راز مهم، دیگر خیلی کمتر وسوسه میشویم که کارهای ممنوعه را انجام دهیم!

آلبرت اینشتین میگوید که مثال زدن، یکی از راه های آموزش نیست، بلکه تنها راه آموزش است.

من هم به همین خاطر سعی میکنم این راز بزرگ مغز را با یک مثال توضیح دهم تا شما خواننده ی عزیز خیلی راحتر بتوانید این مسئله را درک کنید.

یک خانمی را تصور کنید که تقریبا وزن بالایی دارد و به خودش قول داده است که رژیم بگیرد و دیگر شیرینی خامه ای مصرف نکند تا بعد از مدتی به وزن ایده آلش برسد.

این خانم یک روز در خیابان در حال گذر است که بصورت اتفاقی از کنار یک شیرینی فروشی عبور می کند و بوی شیرینی های تازه هوش از سر این خانم می برد! و ناگهان وسوسه شده و به داخل شیرینی فروشی میرود و چند شیرنی برای میل کردن خرید می کند!

 

تصویر خانمی در حال شیرینی خوردن

تصویر خانمی در حال شیرینی خوردن

خب! حالا قصد داریم که این اتفاق را از جایگاه ذهن این خانم و اتفاقاتی که بعد از استشممام کردن بوی شیرینی در مغزش صورت گرفت بررسی کنیم.

با اینکه این خانم می داند شیرینی برایش مضر بوده و اضافه وزنی که دارد نیز، زندگی را برایش بسیار دشوار کرده و از طرف مقابل هم لذت خوردن شیرینی خامه ای به حدی بالاست که نمی تواند از آن دست بکشد و در نهایت در این جدال لذت خوردن شیرینی بر رنج و سختی اضافه وزن پیروز می شود و خانم به داخل شیرینی فروشی رفته و چند شیرینی برای میل کردن سفارش می دهد.

فکر میکنم تا به این جای داستان از اتفاقاتی که در داخل مغز این خانم صورت گرفت مطلع شدیم و مواقعی که ما به خودمان قول داد ه ایم تا فلان کار ممنوعه را انجام ندهیم ولی بعد از مدتی وسوسه میشویم و آن کار را انجام می دهیم، دقیقا همین فعل و انفعالات هم در ذهن ما صورت میگرد!

حال از این داستان استفاده میکنیم برای اینکه دیگر زیر قولمان نزنیم و پای تعهدی که به خودمان داده ایم بمانیم!

اگر یک مقدار مختصری از ساختار و کارکرد مغز اطلاع داشته باشیم متوجه میشویم که همیشه در مغز ما بین لذت بردن از انجام یک فعالیت و رنج بردن از انجام ندادن آن فعالیت و یا بالعکس( یعنی لذت بردن از انجام ندادن یک فعالیت و یا رنج بردن از انجام دادن آن) جنگ و تضاد وجود دارد و همواره یک از این طرفین دعوا که قوی تر است پیرور می شود.

در مثال بالا، تا قبل از اینکه خانم بوی شیرینی خامه ای را استشممام کند، رنج اضافه وزن و چاقی بسیار قوی تر از لذت خوردن شیرینی خامه ای بود و طبیعتا خانم میلی به خوردن شیرینی خامه ای نداشت ولی وقتی از کنار شیرینی فروشی عبور و بوی شیرینی تازه را استشمام کرد، در عرض چند ثانیه باز جنگی در مغز این خانم( بین لذت خوردن شیرینی خامه ای و رنج اضافه وزن و چاقی) صورت می گیرد ولی این بار لذت خوردن شیرینی خامه ای به حدی قوی می باشد که به راحتی پیروز می شود.

راه کار:

حال این خانم، من، شما و تمام کسانی که بعضی مواقع وسوسه میشویم و کارهای ممنوعه را انجام می دهیم، برای اینکه دیگر زیر قول خودمان نزنیم باید به ترتیب زیر عمل کنیم:

باید تا قبل از اینکه لذت انجام دادن آن کار در ذهنمان بر رنج انجام ندادنش پیروز نشده، بصورت ذهنی و تجسمی رنج انجام دادن آن فعالیت مورد نظر را در ذهنمان بزرگ کنیم، در حدی که قوی تر شود از لذت انجام دادنش و با این تکنیک ساده ذهنی به راحتی میتوانیم آتش وسوسه را خاموش کرده و دیگر آن کار ممنوعه را انجام ندهیم.

باز برمی گردیم به جمله انیشتین که میگوید مثال زدن بهترین روش آموزش است.
در مثال بالا خانم مورد نظر وقتی بوی شیرینی را استشممام می کند به یکباره وسوسه میشود تا شیرینی بخورد و لذت خوردن شیرینی به حدی در ذهنش بزرگ می شود که قول و قرارهای خود را پاک فراموش کرده و بی اهمیت به نظرش می رسد.

حال این خانم باید سریعا در این شرایط که آتش وسوسه در حال شعله گرفتن است، بصورت ذهنی به رنج انجام دادن کار توجه کرده و سعی کند با مثالهای منفی مبالغه آمیز از قبیل اینکه وزنش به شدت افزایش پیدا کرده و اعتماد به نفسش کاهش یافته، سایزش به حدی بزرگ شده که لباس دلخواهش را نمیتواند از بازار تهیه کند و همچنین میتواند به عذاب وجدانی که بعد از شکستن رژیمش به سراغش می آید توجه کند تا رنج انجام دادن آن کار ممنوعه در ذهنش بسیار بزرگتر از لذت انجام دادن کار شود.

همچنین می تواند به لذت انجام ندادن آن فعالیت هم فکر کند و با زدن مثالهایی از این دست، انجام ندادن این کار را برای خودش لذت بخش کند. مثل به سایز دلخواهش رسیده، سلامتی بیشتری دارد، اعتماد به نفس قابل قبولی دارد و…

دوستان و خوانندگان عزیز، از این تکنیک می توانید برای تمام کارهایی که به خودتان قول داده اید انجام ندهید استفاده کنید و از نتایج شگفت انگیزش لذت ببرید، زیرا الگوی مغزی تمامی کارهای ما به این صورت می باشد.

موفق و پیروز باشید- حمید صفایی فتاح

با دوستانتان به اشتراک بزارید:

این مطلب را دوست داشتید؟

2+

ممکن است مطالب زیر را نیز بپسندید :

1 نظرات

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  1. آواتار مهسا گفت:

    سلام و خداقوت
    واقعا مطالب سایتتون عالیست.
    در مورد این موضوع میتونم اینطور بگم که هر انسانی با کمی منطق و درایت میتواند به احساسات آنی خود غلبه کند به شرطی که خود را باور کند و با ایمان قوی به خواسته اش برسد.

    ۱+